تبليغاتX
خدا دوستت دارم

 

  ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم!… ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب

 

  گر نکوبی شیشه ی غم را به سنگ … هفت رنگش می شود هفتاد رنگ!

 

 

 

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااام به همه دوستای گلم.

 

سال نو مباررررررررررررررررررررررررررررررررررررک.

 

100 سال به این سالهاااااااااااااااا.

 

امیدوارم که امسال سال خوب و شاد و سرشار از موفقیت و عیدی  برای

 

همه باشه.

 

امیدوارم که همه بتونن به همه آرزوهای خوبشون برسن.

 

1 تبریک مخصوص هم واسه دوستم دارم.

 

دعا می کنم که خدا همیشه مراقبت باشه و امیدوارم که خدا نیرویی

 

بهت بده که بتونی به همه چیزایی که تو زندگیت می خوای برسی.

 

آرزوی بهترین چیز هارو واست دارم....

 

                                                    "عیدت مبارک"

 

  

نامه شماره۸  

 

خدا جونم سلاااام.

 

خدایا سال 1387 هم رفت به گذشته، رفت تو دفتر خاطرات و

 

دیگه هم بر نمی گرده.

 

امسال سال تلخ و شیرینی واسم بود.

 

تجربیات خیلیییییی خوبی کسب کردم.

 

امسال یه چیزایی بهم دادی و یه چیزایی هم ازم گرفتی.

 

چند تا دوست ازم گرفتی و مهمتر از همه 2 تا از عزیز ترین عزیزامو.

 

خودت مواظبشون باش، سپردمشون دست خودت، هر دوشون خیلی پاک بودن

 

اما اگه گناهی داشتن به بزرگی خودت ببخش و اونارو غرق رحمت

 

بی انتهای خودت بکن.

 

اما عوض همه اینا یه دوست خوب و مهربون بهم دادی که دلش یه دریاست.

 

خودت مواظبش باش.

 

خدایا ظهور آقا امام زمان (عج) رو تو این سال قرار بده....

 

 کمک کن امسال سال پر خیر و برکتی واسه همه مردم باشه....

 

به منم کمک کن.....

 

خدایا تنهام نذاری.....

 

مثل همیشه پیشم بمون....

 

دار و ندارم تویی....

 

                     ****************************************

 

باز کن پنجره ها را، که نسیم


روز میلاد اقاقی ها را


جشن می گیرد،


و بهار،


روی هر شاخه، کنار هر برگ،


شمع روشن کرده است.

 



همه ی چلچله ها برگشتند،


و طراوت را فریاد زدند.


کوچه یکپارچه آواز شده است،


و درخت گیلاس،


هدیه ی جشن اقاقی ها را،


گل به دامن کرده است.

 



باز کن پنجره ها را ای دوست!


هیچ یادت هست،


که زمین را عطشی وحشی سوخت؟


برگ ها پژمردند؟


تشنگی با جگر خاک چه کرد؟

 



هیچ یادت هست،


توی تاریکی شب های بلند،


سیلی سرما با خاک چه کرد؟


با سر و سینه ی گل های سپید،


نیمه شب، باد غضبناک چه کرد؟


هیچ یادت هست؟

 


حالیا معجزه ی باران را باور کن!


و سخاوت را در چشم چمن زار ببین!


و محبت را در روح نسیم،


که در این کوچه ی تنگ،


با همین دست تهی،


روز میلاد اقاقی ها


جشن می گیرد.



خاک، جان یافته است.


تو چرا سنگ شدی؟


تو چرا این همه دلتنگ شدی؟


باز کن پنجره ها را...


و بهاران را باور کن!

 

 



88/01/01 |

 

محبت

 

گویند : شغال از همان جویباری می نوشد که شیر

 

 

 از آن می آشامد ، و گویند که عقاب و کرکس ،

 

 

به صلح و آرامش از یک طعمه می خورند.

 

 

ای عشق دادگر ! ای که به دستان توانای خویش ،

 

 

 خواهش هایم را افسار زدی و گرسنگی و تشنگی ام

 

 

 را به خودداری و عزتمندی مبدل ساختی ، مگذار

 

 

نیروی توانگر ساکن در وجود من ، نان و باده را

 

 

 -  که خواهش جان ناتوان من است – بخورد و بیاشامد.

 

 

بگذار از گرسنگی بمیرم ، و اجازه بده که دلم از

 

 

 تشنگی گداخته شود.

 

 

رهایم کن ، تا بمیرم و نابود شوم ، پیش از آن که دست

 

 

 به سوی جامی دراز کنم که تو آن را لبالب نکرده ای و

 

 

 برکت نداده ای....

 

                                                       " جبران خلیل جبران"

 

 

 

                       به نام خدا ، با یاد خدا و برای خدا 

 

سلام.

 

این پست به مناسبت تشکر و آشتی کنونه.

 

راستش من در تاریخ 10/11/87 با دوستم آشتی کردم.

 

و دوستامون باعث این آشتی شدند.

 

می خوام بعدا یه پست کامل در مورد دوستم بنویسم و

 

اونو به طور کامل بهتون معرفی کنم.

 

شایدم اگه خودش بخواد ، از این به بعد با هم اینجا بنویسیم

 

و اونوقت خودش هر طوری که خواست خودشو بهتون معرفی

 

میکنه اما الان تا یادم نرفته می خوام ناممو پست کنم.

 

(دوستم میگه : چرا اینجا واسه خدا نامه می نویسی مگه رو کاغذ

 

نمی تونی اما اگه اون می دونست اینجا نوشتن و پست کردن

 

 چه لذتی داره، هیچوقت اون حرفو نمی زد)

 

 

 

 

نامه شماره7

 

خداااااااااااااااااااااااااااااااااااای من سلام.

 

بازم اومدم.

 

می دونم دیر اومدم اما....

 

می خواستم ازت تشکر کنم که این شهامتو بهم دادی که

 

اون روز برم و حرفم رو بزنم.

 

راستش اونقدرها هم سخت نبود.

 

خدا جونم ، من که همه زندگیمو سپردم دست خودت.

 

می دونمم که پشت همه این ماجراها خودت هستی....

 

دیگه نه می خوام ترس رو به دلم راه بدم و نه ناامیدی رو ،

 

چون می دونم اینقدر انرژی و توانایی دارم که بتونم با همه

 

مشکلات بجنگم.

 

نمی دونم آخر این جریان چی میشه و به کجا می رسه

 

اما می دونم که آخرش خیره....

 

 

خدا جوووووووووووووونم

 

             خیلی

                     خیلی

                               خیلی

                                              دوستت دارم

 

 

این شعر رو هم تقدیم میکنم به دوستم .

 

 

چيزي به من بگو ،
 
دستي به من بده
،
 
راهي به من ببخش

و آفتاب کن
 
که مي خواهم
 
در چشم هاي تو
 
شب را زبون تر از هميشه به بينم !
 
و
 
طوفان شوم به سبزه
 
و بگذارم در باغ
 
هر چيز ديگر است
 
دريا نشين شود

و دريا

در چشم هاي تو
 
باغي چنين شود


87/12/04 |
خدایاااااااااااااااااااا سلام.

خدایا ،دلم خیلی گرفته .

نمی دونم چیکار باید بکنم. نا شکر نیستم اما آخه خودت یه راهی بذار جلوی

پام و یه کاری بکن تا من بتونم اون راه هارو تشخیص بدم.

آخه یکمی گیجم.اصلا نمی تونم تشخیص بدم شایدم نمی خوام که تشخیصش بدم.

می ترسم بعدا بزنی پس کلم و بگی : آخه دختر ... من که ۱۰۰ دفعه اونو

فرستادمش اما خودت نفهمیدی.

اون بازم داره میاد.

میگی چیکار کنم؟؟؟؟ خیلی می ترسم.

دلم می خواد بازم پسش بزنم اما ، اما شاید اینجوری فقط خودمو گول می زنم؟؟؟؟

جرات روبرو شدن باهاشو نداااااااارم.

خدایااااااااا همه چیزرو سپردم دست خودت.

خودت زیباترین نقش رو قلم بزن.

امید اول و آخرم تویی.

خدایا ، به امید تو...........



87/11/09 |
                          بنام یگانه مهندس گیتی...

 

زندگی دفتری از خاطره هاست...

یک نفر در دل شب ، یک نفر در دل خاک...

یک نفر همدم خوشبختی هاست...

یک نفر همسفر سختی هاست...

چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد...

                                               ما همه همسفریم!

 

سلام.

امروز بعد از مدتها اومدمو آپ کردم.دلم خیلی واسه اینجا تنگ شده بود.

این وبلاگ، چند ساله که یار باوفای منه و پای درد و دلهام میشینه اما من

یکمی (یکم بیشتر از یکمی) بی وفا شدم.به بهانه نبود وقتو از اینجور ...

دیگه نیومدم .

بگذریم، از آخرین باری که اومدم و نوشتم 7 ماه میگذره.

دانشگاه هم به سلامتی تموم شد،انگار همین دیروز بود

اومدم اینجا و با کلی ذوق خبر قبولیمو دادم.

الآن دیگه درسم تموم شده و باید بشینمو به قول بعضیها

... بزنم تا ایشالاقبول بشم. (شما هم واسم دعا کنیدا)

روزای خیلی خوب و گاهی وقتا هم بدی رو تو دانشگاه

گذروندم اما بازم دوسش داشتم. دلم خیلی واسش تنگ

 میشه.بچه ها هم هرکی میره دنبال سرنوشت

خودش ، امیدوارم که همشون موفق بشن.

دیگه تا اشکم در نیومده بهتره که برم اما قبلش باید

 ناممو پست کنم...

 

نامه شماره 5

خدا جونم سلااااااااااااااااااااااام

اول می خوام یه عالمه تشکر قشنگو رنگی ازت بکنم به

خاطر همه چیز.

دوم یه عالمه معذ رت خواهی اونم به خاطر همه چیز.

خدا جونم ،می دونی که چیکار می خوام بکنم، یادته اون

 روز همشو بهت گفتم؟

مگه خودت اون روز نگفتی" از تو حرکت از من برکت" ،

بعدشم گفتی "ادعونی استجب لکم" من هردو تا شرطتو

قبول کردم ، کارمم دارم شروع می کنم اما خیلی می ترسم،

وحشت کل وجودمو گرفته.

خدایا مثل همیشه ازت می خوام که هوامو داشته باشی.

خدایا ... خیلی ... دوستت دارم

 

                            *******************************

 نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد،

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم

 چه خواهد ساخت؟ ولی بسیار مشتاقم

که از خاک گلویم سوتکی سازد، گلویم

سوتکی باشد به دست کودکی مشتاق و

بازیگوش و یکریز و پیاپی دم خویش را بر

گلویم سخت بفشارد و خواب خفته گان خفته

را آشفته تر سازد.

بدین سان بشکند در من

                            سکوت مرگبارم را....

                                                  " دکتر علی شریعتی"

 



87/10/29 |

بنام یگانه معبود دوست داشتنی ام......

 

ای رهگذر نا آشنا بر دروازه ی بوستان ام!

تو رقیب جان خویشی و من نیز چون تو رقیب خویشتن،

هر چند به ظاهر ، آرام و بی حرکت به زیر سایه ی درختان نشسته ام.

                                                                      " جبران خلیل جبران"

  

نامه شماره۴

خدا جونم سلام.

امروز بر خلاف همیشه که وقتی کارم بهت می افتاد یا ناراحت بودم می اومدم، اومدم که ازت تشکر کنم.

به خاطر همه چیز.

به خاطر تمام اون لحظاتی که هوامو داشتی

به خاطر همه چیزایی که بهم دادی

و تمام اون چیزایی که بهم ندادی

خدایا هیچ وقت منو تنها نذار

بی تو هیچم

 

سلام دوستای گلم.

خوبید؟ زندگی خوش می گذره؟!!!!

خیلی وقته می خوام بیام اینجا اما هر دفعه میگفتم دفعه بعدی

میام یه آپ عالی می کنم اما امروز واقعاً یه احساس عالی دارم.

گفتم چه روزی بهتر از امروز.

 

" زندگی چیست؟ "

نظرتون در مورد جمله بالا چیه؟

نمی دونم چرا از هرکسی که این سوال رو می پرسی

 سعی می کنه بدترین چیزها رو در موردش بگه اما

 اگه بگی همین الآن حاضرم تو رو از این زندگی

 خلاص کنم نزدیکه سکته کنه!!!

اما زندگی خیلی قشنگه .

ارزش داره که به خاطرش با همه چی بجنگی.

 حتما فکر می کنید که خوشی زده ریر دلم دارم از

 سر سیری این حرف هارو می زنم اما باور کنید اصلاً

اینطوری نیست.

من همیشه می گم " بخند به روی دنیا دنیا به روت بخنده"

همیشه هم سعی میکنم بهش عمل کنم.

زندگی تا به حال روی زشتش رو بهم نشون نداده.

 امیدوار هم هستم که بهم نشونش نده اما اگه واقعا یه روز(خدای نکرده)

اینطوری شد بازم می گم زندگی ارزشش رو داره.

(البته اینم بگما از اونایی نیستم که دو دستی بهش چسبیدن ول نمی کنن.

 همین الآن حاضرم ولش کنم برم...)

خیلی دوست دارم نظر واقعی شماروهم در مورد زندگی بدونم.

 

تا بعد....

 

 



87/03/04 |
امشب شب تولد توست !

 

 

  شبی که ستاره ایی به آسمان زندگیت افزوده می شود ،

 

 

  ستاره ایی که می تواند همانند نقطه عطفی در زندگیت بدرخشد و نورانی تر

 

 از تمامی ستارگان شود .

 

 

  امشب شب تولد توست ،

 

 

  کاش میتوانستم آسمان شهر را به افتخارت ستاره باران کنم ،

 

 

  کاش می توانستم ماه را میهمان امشبت کنم ،

 

 

  کاش می توانستم بر سر راهت دریایی از گل نشانم ، هوایت را پر از بوی

 

 عشق کنم !

 

 

  کاش میشد دستانت را بگیرم و با هم به سوی زیبایها پرواز کنیم .

 

 

  کاش میشد امشب ، فقط امشب در کنارم بودی و در کنارت بودم تا هر چه

 

 خوبی است نثارت کنم ،

 

 

  هر چه عشق است به پایت بریزم ،

 

 

  هر چه غم است از زندگیت پاک کنم و هر چه زشتی است از

 

روزگارت محو  

 

 

  امشب تولد توست !

 

 

  هدیه ات تمامی ستاره های آسمان ،

 

 

  تمامی گلهای روی زمین ،

 

 

  آواز هر چه پرنده خوش صداست ،

 

 

  تمامی قلبم ،

 

 

  همه زوایای روحم و سراپای جان و تنم ،

 

 

  کاش که بپذیری عشقم را ، قلبم را و روحم را .

 

 

  شب تولد توست ، ستاره ها را تک تک ، به عشق تو شمردم .

 

 

 

خواهر عزیزم تولدت مبارک !



86/12/15 |

 

 

                                                   

باران چه واژه ي لطيفي است .

ياد دارم كه نوزده سال پيش وقتي كه ميخواستي پا به عرصه ي هستي بگذاري رعد و برقي رنگين لباس آسمان را شكافت و زمين خودش را در گريه ي آسمان شريك دانست و غرق در آبي آبها شد كه درهر قطره اش دنيايي از سخاوت پنهان بود و چه قدر زيبا بود كه همراه با ناله ي آسمان ناله ي كودكانه ي تو نيز شنيده مي شد كه دست نوازشگر مادري مهربان تو را دقايقي به خوابي عميق فرو برد .

اي عزيز پاهاي كوچكت را كه هنوز در آن روزها قادر به قدم زدن نبود را در خيال خود تجسم كردم و ديدم كه با هر گام مهربان تو يك گل هميشه عاشق يا بهتر بگويم شقايق در زمين رشد مي كرد و آمدن تو را به عرصه ي وجود تبريك مي گفت .

باران , باران آن روز يعني باران ۱۹ سال پيش شبنم گونه هاي تو بود .

حال با همه ي اين توصيف ها بگذار من هم در تبريك روز دوباره پيدا شدنت سهمي كوچك داشته باشم و امشب تو را به ميهماني لاله هاي صحرايي دعوت كنم و هزاران نرگس شيدا را به تو تقديم كنم و بگويم :

                طاهره عزيزم , تولدت مبارك.

86/11/22 |

                                        بر آستان معبد       

 

 دیروز، زنی را دیدم که بر روی پله های معبد نشسته بود. 

 

 در دو سوی چپ و راست وی نیز دو مرد نشسته بودند و او را می نگریستند

 

 شگفتا که گونه ی راست زن ، رنگ پریده و گونه ی چپش سرخ و شاداب

 

بود....

 

                                            جبران خلیل جبران 

 

 

                                          به نام خدا       

سلام

 

حالتون خوبه؟

 

ولادت خانوم فاطمه زهرا (س) و آقا امیر المومنین علی (ع) رو بهتون

 

 تبریک و شهادت ام المصائب حضرت زینب (س) رو بهتون تسلیت

 

میگم .(البته با تاخیر )

 

و همچنین مبعث حضرت رسول (ص) رو هم بهتون تبریک عرض میکنم .

 

(پیشاپیش).

 

دیروز بعد از مدتها رفتیم ماسوله (من تو رشت زندگی میکنم اما چند سال

 

 بود که ماسوله نرفته بودم ) 

 

اینقدر قشنگ بود که نمی تونم زیبایشو توصیف کنم فقط بهتون پیشنهاد

 

 میکنم که حتما یه سر برید و ببینید.

 

فقط یه چیزی اونجا دیدم که واقعا ناراحت شدم.

 

 یه پسرچینی اونجا بود ، می گفت من اومدم اینجا چیزای ایرانی بگیرم

 

 اما هر چی روکه نگاه میکنم همه چینیه.....

 

اینقدر خجالت کشیدم .

 

آخه ما که اینقدر صنایع دستی داریم چرا یه کم بهشون نمی نازیم؟؟؟؟؟

 

               *********************************

 

راستی روز دوشنبه قراره بریم مشهد .اگه خدا قبول کنه.

 

اینگده خوشحالم که نگو.

 

واسه همتون دعا میکنم.

 

فعلا

 

تا بعد........



86/05/13 |

(اینو با صدای بلند بخونید  ) سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

خوبید . خوشید . سلامتید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اینقده دلم براتون تنگیده بود که نگو. اما امتحانام نمیذاشت که بیام

( عین کنه چشبیده بود میگفت نمیذارم بری آخه من خیلی دختر

 محبوبی هستم )

با لاخره امتحاناتم تموم شد . به قول بعضی ها گفتنی اوقات فراغت

 منم شروع شده .

اما زیاد  خوشحال نیستم ( آخه مدرسه که میرفتیم اینقدر ذوق

می کردیم امتحانا تموم شده )

حالا برعکس اینقدر دلم واسه دانشگاه تنگ میشه.

آخه خیلی حال می داد.

مثل برق و باد گذشت . یادش بخیر.

 بگذریم.....

دیدین بنزین سهمیه بندی شده کاسه کوزمون ریخته به هم .

 (نمی زارن زندگیمونو بکنیم.)

حالا دیگه مسافرت هم که میخوایم بریم باید صرفه جویی بکنیم.

( اما اتوبوس هم عالمی داره )

 

اینم یه شعر خشنگ.برید از فرهنگ غنیمون لذت ببرید

(من عاشق شعر نو هستم)

 

        مهتاب

 

                می تراود مهتاب

                 می درخشد شبتاب

                 نیست یکدم شکند خواب به چشم کس و لیک

                غم این خفته چند

                خواب در چشم ترم میشکند.

 

                نگران با من استاده سحر

                صبح میخواهد از من

               کز مبارک دم او آورم این قوم به جان باخته را بلکه خبر

               در جگر لیکن خاری

               از ره این سفرم میشکند.

 

               نازک آرا تن ساق گلی

               که به جانش کشتم

               و به جان دادمش آب

               ای دریغا! به برم میشکند.

 

                دستها می سایم

                تا دری بگشایم

               برعبث می پایم

               که به در کس آید

               در و دیوار به هم ریخته شان

               بر سرم می شکند.

 

              می تراود مهتاب

             می درخشد شبتاب !

             مانده پای آبله از راه دراز

             بر دم دهکده مردی تنها

             کوله بارش بر دوش

             دست او بر در ، می گوید با خود :

            غم این خفته چند

            خواب در چشم ترم میشکند.

         نیما یوشیج

 

 



86/04/21 |
                             پرنده فقط یک پرنده بود 
 
 
پرنده گفت:(( چه بویی  ،چه آفتابی، آه  

بهار آمده است   

و من به جست و جوی جفت خویش خواهم رفت.))


پرنده از لب ایوان پرید  

مثل پیامی پرید و رفت 

پرنده کوچک بود  

پرنده فکر نمی کرد
  
پرنده روزنامه نمیخواند  
 
پرنده قرض نداشت   

پرنده آدمها را نمی شناخت


پرنده روی هوا
 
 بر فراز چراغهای خطر
 
در ارتفاع بی خبری می پرید
  
و لحظه های آبی را  
 
دیوانه وار تجربه میکرد


پرنده ، آه فقط یک پرنده بود

                                       "فروغ فرخزاد"

 

                              به نام خدا  

  سلام   

خیلی وقت بود که نیومده  بودم دلم براتون تنگ شده بود.

بازم یه مدت نیستم. ایشالا آپ بعدی 20 تیر به بعد (البته شاید یه

 بار این وسطا اومدم )

امروز میخوام از همه چی بنویسم.

اول تولد عاطفه جون رو تبریک میگم.   
 
                                                     "عزیزم تولدت مبارک "

(( عاطفه دیدی چه دوستای باحالی داری. چه کادوهای توپی

 گرفتی ،مخصوصا اون اولی))


راستی جاتون خالی رفتیم  اردو ،نمایشگاه تهران (اینم از فایده های دانشگاه)

خیلی خوش گذشت. چه عکسهایی گرفتیم . بچه هارو تو خواب غافل گیر کردیم

و عکس گرفتیم. جون میده واسه گذاشتن تو اینترنت. حیف که نمیشه.

کلی هم کتاب گرفتیم. کتابای توپی هم هستن .(طاهره میدونه)  
 
البته کتابا مطالبشون خیلی سنگینه اما خب ما از عهدش بر می یایم

خیلی وقته نامه ننوشتم  . دلم خیلی هوای اون موقع هارو کرده پس مینویسم ...

نامه شماره 3

خدا جونم سلام

خیلی وقته اینجوری ننشستم باهات درد و دل کنم . خب دیگه این خصلت

بنده هاته که تا کارشون یه جا گیر میکنه  یادت می افتند.

باز منم اومدم با کلی حرف . خودت که حرف اصلی دلمو میدونی ،

خودت کمکم کن. منو به درست ترین راه هدایت کن.

دیگه از این حس لعنتی خسته شدم.

نمیدونم چی شده باز یه مدته این شیطونه چسبیده ول نمیکنه

 خودم میدونم، یه سری اخلاقای بدی دارم که خودمم خسته کرده.

 گاهی اوقات هم یه کارایی میکنم .که بعدش کلی ناراحت میشم

و عذاب وجدان میگیرم.

 آخه نمیدونم کی میخوام از اشتباهاتم درس بگیرم.

 الآنم که یه مدته که از خیلی چیزایی که دوست داشتم دور افتادم.

دیگه دلم صاف نیست.

خدایا خودت کمکم کن . خدایا تنهام نذار. منو به حال خودم نذار . کمکم کن....

 
             ************************************

مواظب خودتون باشید 

 تا بعد....



86/02/22 |